همهی آثار
یک آن فرا میرسد، نقطه، تهِ خط!
مسیر خالی از حرکت میشود و ابهام در آن جا خوش میکند. همچنان که تو نمیدانی چگونه از راه رسید، او قاطعانه نقطهاش را سرِ راهت میگذارد. کجای مسیر بودی؟ ابتدایش؟ میانهاش؟ یا واقعاً در انتهای آن؟! گویی یقین، راهی برای ادامه نمییابد، پیشِ رویش نقطهایست بیبازگشت، بر انتهایِ آنچه از سر گذشت...
پایان